|
النا هديه اي از سوي خداوند مهربان تولد فرشته ای به نام النا
| ||
|
[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 9:29 ] [ مريم اميري ]
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 8:45 ] [ مريم اميري ]
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 22:50 ] [ مريم اميري ]
سلام بر همه دوستان عزیزم
اول از همه عذر تقصیر بابت تاخیر به خاطر کارهای ریز و درشتی که این روزها رو سرم ریخته و مادران دارای فرزند چه شاغل و چه غیر شاغل درک می کنند و اما خانوم خانومای ما ۱۸ روز پیش سه سال و سه ماهه شد و این ماه برای النا خانوم مقداری متفاوت با ماههای پیش بود می پرسید چرا؟ به خاطر اینکه النا برای اولین بار به کلاسهای آموزشی رفت و اتفاقا خیلی هم استقبال کرد این کلاسها در موسسه گل برگزار میشه و شامل برنامه های آموزشی به شکل تلفیق با بازی هست و البته هنوز هم ادامه داره و این هم اولین کاردستی النا و حالا به لطف این کلاسها النا ترجمه همه رنگها به زبان انگلیسی رو میدونه و قانونمندتر از گذشته رفتار میکنه و از کارهای دیگه النا در این ماه:
و این هم یک روز پاییزی قشنگ در پارک سرخه حصار و جالبه بدونید که این عکسها مربوط به دو روز قبل از اون روز برفی خاطره انگیز هست به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 7:11 ] [ مريم اميري ]
سه شنبه وقتی از خواب بیدار شدیم با دیدن دونه های سفید برف که از آسمون می بارید
کلی تعجب کردیم بارش اولین برف پاییزی اون هم اواسط آبان ماه خیلی مزه داشت النا که چند وقتیه هر روز از من می پرسه پس کی برف میاد ؟ خیلی ذوق کرده بود و وقتی رفتیم برف بازی مرتب خودش رو می انداخت روی برف ها و می گفت چرا من اینجوری میشم؟
[ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 9:52 ] [ مريم اميري ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||